در اینجا که فهم وفاداری و شعور نجابت وجود ندارد
پاکی هم به باد هوسی از بین میرود
و با خیانت پرده شرمو حیا پاره میشود و دیگر نگاه اطمینان دیگران ندید گرفته میشود
از شرمو حیا و قدرشناسی . نمک شناسی اثری نمیماند چون این حیا
تنها کالایی هست که اهمیتی برای خائنان ندارد
مرامو مردونگی و جوانمردی هم شده نمکدانی خالی از نمک که فقط اسم نمک را یدک میکشد
کسی که دیروز ادعا میکرد طاقت مرگ تورا ندارد
امروز آرزوی زیر ماشین ماندت را مینکند تا دیه ات را بگیرد
کسی که میگفت حاظر است زیر چادر باتو زندگی کند
امروز از خونه ای که بامحبت بنامش زدی بیرونت میکند
کسی که میگفت حتی تو به من خیانت بکنی من به تو خیانت نمیکنم
با اولین تماسهای های هرزگی خودش را چنان میبازد که با داشتن شوهر وعده های پوچ هرزه هارا جدی حساب میکند به دنبال تهییه مقدمات اون وعدها مثل گرفتن گواهینامه میافتد برای ماشینی که وجود ندارد و بنامش زده نخواهد شد
فریب پرتگاهی رو میخورد به امید تگیه گاه
و چنان خراب حرامو هوس میشود که قانون خدا را زیر پا میگزارد
و دست خداراهم از بخشیدن میپندد به خاطر حقناسی که بگردن میگیرد
تا کلکسیون خیانتش تکمیل گردد
برای رسیدن به هوس رانی خودش از قسم دروغ به امام حسبن هم نمیترسد
و چه قدر به واقعیت عیان خودش برازنده هست تهمتایی که که میزد و پاپوش هایی که به دیگران میدوخت
خداوند بد ترین درد را نسیب کسی بکند که تهمتو دروغ و رابطه حرام خونه زندگی غصبی شده تمام زندگیش
از هرزها و فاحشه ها ونامرد های دنیا بدتر هست کسی که دروغ بگه