خرید بک لینک

نردبان میخواستو اندیشه دینار داشت
نفع خود میدید او که با ما کار داشت

از لج آن منت از این میکشید

دل جای دیگر بود از وفا هم عار داشت

انکه بهر سفره و سایه بان آمد انگل است

حتی اگر برلبش ذکر یارم و یار داشت

او که ذاتش خائن است روزی خیانت میکند

ترس از دریا ندارد او که شنا را یاد داشت


گر لباس پاره میبینی تنم. از فقر نیست
1م را بریدم چون که در خود مار داشت

رهگذر بگذار و بگذر از دیار نارفیق

اینجا تنهاست آن رفیقی که تن بیمار داشت

برچسب: نویسنده: آیلین اسدی‌پور تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:45

صفحه بندی