در توکیوی ژاپن جلو ایستگاه قطار مجسمه برنزی سگی هست که نزدیگ صد سال است که چشم به در ایستگاه دوخته تا صاحبش را ببیند.
آقای.. بارکر..سگی داشت بنام 1 که هر روز با او به ایستگاه میومد و همونجا منتظر میماند تا آقای بارکر چهار بعد از ظهر از سر کار برگردد و با هم به خونه میرفتند.
یک روز آقای بارکر سگش را طبق معمول در ایستگاه گذاشت و سوار قطار شد و رفت ولی هیچ وقت بر نگشت.
بعد از مرگ آقای بارکر خانواده اش امدن و سگش را به خانه بردن ولی سگ فرار کرد و به میدان روبری ایستگاه امد و در همان جای همیشگی منتظر صاحبش شد.
این کار هر روز سگ ّبوو و همه مردم آن حوالی این قضیه رو فهمیده بودن و گاهی غذایی جلوی آن سگ وفادار میگذاشتن.
این سگ تا لحضه مرگش یعنی بیش از نه سال و به عبارتی نزدیک ده سال همانجا که بیشتر وقتا تشنه و گرسنه بود منتظر آقای بار کر بود که برگردد
بهد از مرگ هاچیکو ان سگ باوفا مسجسمه او با برنز ساخته شد و در همان جای که او منتظر صاحبش می نشست نسب شد.
و امروز نزدیک صد سال است که بعنوان نماد وفاداری مورد توجه توریستهای زیادی قرار میگرد.
گر چه انسان ز حیوان سر است.
ولی سگ ز نامردمان بهتر است.
مگر وفا را فقط بر سگان داده اند.
که یک عده بی نسیب از وفا زاده اند.
برچسب:
نویسنده: آیلین اسدیپور